احساس خوبی دارم ولی …

17 سپتامبر, 2008

احساس خوبی دارم!

به نظر آدم موثری میام با 10 دقیقه صحبت جلسه ای رو که 3 ساعت براش دیده شده بود به پایان بردم و همه خوشحال بودن. تیم لیدمون میگفت تو باید طراحی های اینا رو مرور کنی و …

به گذشته و حال که فکر میکنم همیشه اینطور بوده ولی چرا هنوز جواب نگرفتم و به جایی نرسیدم. آرمان باز سر یه چیز الکی گیر کرده بود. این دفه قبل از اینکه سورسو ببینم گفتم ایراد چیه. بد فرم رو دورم.

ایده های خوبی دارم که هر روز یکیش رو تک کرانچ داره رو میشه ولی فرصت ندارم. تمرکزم عالیه زندگیم راحته و بچه ها و همسرم رو دوست دارم. خانوادم تو ایران خوبن ولی …

خدایا من چیکار کنم که نتیجه بگیرم. کمکم کن …

کجای کارم غلطه. نمیدونم. گاهی فکر میکنم رضا راست میگه ما نه گهی بودیم نه گهی هستیم و نه قراره گهی بشیم. اولی و دومی رو قبول دارم ولی در مورد سومی قویا فکر میکنم قراره یه گهی بشم. فکرم خوب کار میکنه چیزی که لازم دارم یه مقدار وقته. شایدم نه فقط وقت کمی جرات و سرمایه هم بتونه کاری بکنه.

امیدوارم بتونم ایده خامی که تو ذهن دارم رو به یک کار تبدیل کنم. دوبار اینکار رو کردم و شده و بازم میتونم مطمئنم مطمئنم مطمئنم …

یادمان احساس و افکار

27 ژوئن, 2008

ترک آرام و خواب باید کرد

وین به عهد شباب باید کرد

پست پاک شده

18 ژوئن, 2008

اومدم یه پست جدید بزنم قبلی رو رونویسی کردم و پاک شد. احساس میکنم بخشی از گذشتم رو از دست دادم!

پستونک

13 ژوئن, 2008

عجیبه ولی روژین دیگه سراغ پستونک رو نمیگیره. در حقیقت از 10 روز پیش که سرما خورده و لوزه سومش تنفسشو سخت کرده فک کنم از پستونک زده شده! شاید احتیاجی به بریدن سر پستونک نباشه!


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.